ميرزا حسن حسينى فسايى
707
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
كرور و يكصد هزار تومان بود تسليم امناى دولت عليه ايران نمود و معادل سىهزار قبضه تفنگ انگليسى ممتاز و بيست اراده توب و چهل ارابه فورخانهكشى و سى نفر معلم و مهندس كارسازى نمود و سر هر فرد جنس ايلچى سابق انگليس از راه اسلامبول به صوب لندن شتافت . « 1 » و هم در اين سال [ 1226 ] : قبر ارغون خان چنگيزى كه در سال 690 « 2 » هجرى وفات نمود ظاهر گرديد . بر اين تفصيل كه سجاس « 3 » رود ، شش فرسخى سلطانيه ، بلوكى است از ولايت خمسهء عراق كه پايتخت بعضى از سلاطين مغول بود و در محلى از آن بلوك حضرت قيدار بن - اسمعيل بن ابراهيم خليل الرحمن عليه السلام مدفون است و در نيم فرسخى بقعه قيدار ، قريهاى است معروف به ارغون « 4 » و در بالاى سر آن قريه چشمهاى است مشهور به ارغون بلاغى « 5 » و در جانب جنوب آن قريه و چشمه ، كوهى است . روزى چوپان كربلائى فتح على نام شاهسون ، گوسفندان خود را در دامنهء آن كوه مىچرانيد و خود به پهلو افتاده ، رفع خستگى مىنمود ، ناگاه موشى را ديد كه از سوراخى چند دانه مهرهء سفيد بيرون آورد و در آفتاب گذاشت ، مرد چوپان آن مهرهها را برداشت و چند دانه به نامزد خود كه دختر كربلائى فتح على ولىنعمت او بود داد و چند دانه ديگر را براى خود نگاه داشت و چون كربلائى فتح على اين دانهها را در نزد دختر خويش ديد بشناخت و از چوپان تفتيش حال نمود و با او بر در سوراخ موش رفت و زمين را چون بشكافت ، سردابى پيدا گشت و اسبابى چند از طلا و جواهرآلات را بيافت و در همان شب برداشته به خانه برده آنها را به خاك سپرده ، مجيد « 6 » نامى از اهالى گروس بر اين واقعه مطلع گرديد و چون كتابى داشت كه وقايع سلاطين مغول ، خاصه آنان كه پايتخت آنها در ولايت خمسه بوده است در آن كتاب ثبت داشت از جمله مزار ارغون خان را در دامنه همان كوه نوشته بودند و مجيد نام گروسى به آن مكان رفت و جاى برهم خورده را به دقت بكاويد و اسبابى ديگر يافت و از ترس حكام آن حدود گريخته به شيروانات « 7 » رفت و از آنجا به ولايت حاجى ترخان شتافت و شخص چوپان چون اين خدمت را به كربلائى فتح على نمود تقاضاى آن نامزد را داشت كه بدون مهلت اسباب عيش را ساز كند و كربلائى فتح على از در امتناع درآمده ، سخنان زشت و دشنام پيغام داد و مرد چوپان مأيوس از دامادى گشته قصه و ماجرا را به نواب عبد اللّه ميرزا والى خمسه « 8 » رسانيد و نواب معزى اليه به توسط چند نفر امين تمامت اسباب غازان خانى [ را ] از كربلائى فتح على شاهسون بازيافت نمود و تفصيل آنها يك عدد جيقه « 9 » طلاى مرصع كه به وضعى غريب ساخته و دانههاى ريزه از لعل و زمرد و فيروزه بر آن
--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 478 . ( 2 ) . برابر با 1291 ميلادى . ( 3 ) . به ضم اول : دهستانى از بخش قيدار شهرستان زنجان در 12 كيلومترى شمال باخترى قيدار و 19 كيلومترى جنوب - غربى سلطانيه . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 212 . ( 5 ) . بلاغى در لغت تركى به معنى چشمه است يعنى : ارغون چشمه . ( 6 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 212 . ( 7 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 212 ، حاجى ترخان همان هشتر خان است كه بندرى است در جنوب شرقى روسيه اروپائى و از بندرهاى مهم بحر خزر است . ( 8 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 212 . ( 9 ) . ( تاجى از زر مرصع به لعل و زمرد و فيروزه ) ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 212 .